بار کج...

  • ۱۸:۲۳

بار کجاین بارِ کَج، رفیق! به منزل نمی‌رسد
زین انجمن، امید به محفل نمی‌رسد

حق را گرفته‌اند و مواسات می‌کنند!
شوکت، به دادِ مردم سائل نمی‌رسد

ایران من...

  • ۱۵:۵۳

ایرانایران من ای بارگَه جلوه‌ی انسان / ای رنج‌کشِ با شرفان، وادیِ احسان / ای هر که رسیده‌است زده دست به غارت / هم مغرب و هم مشرق و هم خاصمِ دوران / اکنون چه بگویم به تو ای مَفخَرِ تاریخ / گشته‌است، هر گوشه‌ی تو گوشه‌ی زندان

دار...

  • ۲۰:۵۰

دین را چه سود چون که فقیری به روی دار
نعشش کشانده شد به جبر سمت و سوی دار
دین را چه سود تا که از اول و آخرش
بسمل بخواند، کارگری بر گلوی دار

شهر خون...

  • ۱۹:۰۱

خرمشهرخُرَّم بُدی، کنون زِ تو باقی است ردّ خون
ای دشتِ پُر زِ لاله‌های پَرپَرِ واژگون

دیوی سیاه آمد و غرقِ بلا شدی
با تیر و ترکش و سپر آمد به اندرون

بزن باران...

  • ۰۲:۱۰

بزن باران که بر غم نیست پایان
بزن باران بر این تشویشِ دوران

بهاران آمدی جانا به سویم
بزن باران که خونین است آبان

بازنده‌ی پیروز...

  • ۰۲:۱۲

ای جانِ جهانم، بی تو نتوانم
بی رویِ چو ماهت، من پیرِ جوانم

ای هستیِ این دل، سرمستیِ این دل
نامِ تو بگویم، با هر ضربانم...

حسین کیانی نیا هستم. کارشناس ارشد توسعه روستایی، فعال اجتماعی و جهادی. در این وبگاه دیدگاه‌ها، مقالات، اشعار، متون ادبی و نتایج پژوهش‌هایم را با شما به اشتراک می‌گذارم!
Designed By Erfan Powered by Bayan